close
رزرو آنلاین هتل
طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲

طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲

طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲

طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲

طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲

طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲
طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲
ثبت شده در ستاد ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد
تبلیغات در سایت ماتبلیغات در سایت ماتبلیغات در سایت ما
آرشیو
پشتيباني آنلاين
آخرین کاربران
آمار
جستجو
جدید ترین مطالب
تبلیغات
رونیکس سرور - هاست - نمایندگی هاست - میزبانی وب پرسرعت و پربازدید
آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
طنز یکی از فانتزیام اینه جدید شهریور ۹۲

با ما باشید با جدیدترین سری طنز فانتزی در سایت لــرستان سرزمیــن زیبایــی ها :

یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم، بچه دار شیم، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم: هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!

Untitled-1264

یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه …

Untitled-1264

یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …

Untitled-1264

یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم و دخترا که دارن میوه پوست می کنن همه دستاشون رو ببرن !!

و بعد از اینکه یکم نشستم ، پاشم حرکت کنم به سمت افق …

Untitled-1264

یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نههههههه باهاش ازدواج نکن، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق!!

Untitled-1264

یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز می رسونم …

Untitled-1264

یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :

داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”

Untitled-1264

یکی دیگه از فانتزیام اینه که یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش”

Untitled-1264

یکی دیگه از فانتزیام اینه :

سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰تومنی تا نخورده رو بدم به راننده…

راننده بگه آقا یه نفرید ؟؟؟

منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …

بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !

راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!

منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم


تعداد بازديد : 372
چهارشنبه 27 شهريور 1392 ساعت: 20:15
نویسنده:
نظرات()
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
در مورد خرم آباد
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی